به نام خدا
شمارش معکوس برای مرگ قورباغه ها
چگونه می شود که مسئله حجاب برای زنان در لبنان و یا حتی ترکیه این گونه ارزشمند و گران بهاست ؟ چگونه است که آن زن شیعه در قانا میان آتش و خون هم به سختی پاسدار حدود حجاب خویش است ؟
چگونه می شود آن مهاجر فقیر مراکشی یک تنه با سیستم قضایی فرانسه در میافتد و به بهای از بین بردن بسیاری از حقوق فردیش راضی به برداشتن حجاب خود نمی شود ؟ چگونه است که آن زن ثروتمند و خوش پوش کویتی را می بینی که چگونه حجاب کامل خود را بدون افراط و تفریط رعایت می کند ؟ چگونه است آن دختر دانشجو که بورسیه دانشگاه آمریکاست از این بابت که به عنوان تنها دانشجوی محجبه دانشگاه ، با صلابت تمام بر اعتقادات پای می فشارد به خود مفتخر است ؟...




چگونه است که مقاومت زنان و دختران ایرانی در مقابل سیل تبلیغاتی دنیای غرب اینگونه دردناک در هم می شکند و فشن تیوی چه غم انگیز تمام هویت ، شخصیت و پیشینه فرهنگی زن مسلمان ایرانی را زیر پای قدرتمندش له می کند ، او را تهی می کند نابودش می کند و از نو می سازد . این بار در غالب یک انسان مسخ شده .
دینش را منشش را امواج نامرئی ماهواره ها تعریف می کند ، اوست که تعیین می کند صورت ، مو و لباس زن ایرانی چه وضعیت و کیفیتی خواهد داشت.چه شد که زن مسلمان ایرانی روی از یگانه قبله سعادت بر تافت که حالا دیگر معلوم نیست ماهواره ها بر بام های خانه های ایرانی رو به سوی کدامین قبله شهوت و حیوانیت اند.
سهم زنان مسلمان ایرانی از اسلام چیست ؟
آیا جز اینست که ما اسلاممان را گم کردیم ؟
و البته پیش از همه خودمان را گم کردیم ؟!
براستی علت چیست ؟ شاید در ابتدا بنظر برسد علت عدم آگاهی و یا عدم تبیین لزوم حجاب است . اما چه چیز مانع دریافت حقیقت است برای آنان که جویای آنند ؟
خوشبختانه مسئله حجاب از جمله مسائلیست که هیچ شبهه و سوالی پیرامون آن بی پاسخ نمانده ، حتی افرادی عادی که مطالعاتی اندک در این زمینه داشته اند می توانند به خوبی پاسخگوی این سوالات باشند.
علت دیگری که در کنار هجمه تبلیغاتی غرب و تاثیر فوق العاده آن، بر علیه حجاب می تواند مورد بررسی قرار گیرد، بی تفاوتی افراد چه مذهبی و چه غیر مذهبی به امر حجاب است. عده ای بااعتقاد یا بی اعتقاد بی حجاب اند و عده قلیلی هم که معتقد به آن و حافظ آنند نسبت به وضعیت نابسامان حجاب در کشور بی تفاوتند و یا حد اقل با این بهانه که کاری از ما ساخته نیست از دور نظاره گر این سقوط فرهنگی اند ونهایتش ابراز تاسفی با گفتن چند " نچ نچ " و دیگر هیچ.
مثل جامعه ایرانی مثل قورباغه هاست. اگر قورباغه ای را در آب جوش رها کنیم سریع از آب بیرون می جهد و اینگونه خود را از مرگ نجات می دهد، اما اگر قورباغه ای را در آب سرد رها کنیم و دمای آب را به تدریج افزایش دهیم قورباغه متوجه این افزایش دما نخواهد و در حالی که در غفلت خود غرق است از بین می رود .
ما هم اگر گرفتار غفلتیم قطعا محکومیم به فنا ، مگر اینکه ...
*******
متن رو خوندید ؟ این متنو من تابستون 83 ( تابستونا مشکل بی حجابی آخه پررنگتر می شه ) واسه یکی از نشریات دانشگاهمون که در مورد حجاب بود ، به عنوان مقدمه نوشته بودم . اون موقع ها وضع به بدی الان نبود ، در واقع اون موقع شمارش معکوس برای مرگ قورباغه ها شروع شده بود، الان دیگه قورباغه ها مردن تموم شد رفت پی کارش.( البته من بیشتر در مورد تهران صحبت میکنم بسیاری از شهرستانا بهترن. مثلا همین سمنان که ما دانشجوشیم ) . آدم یه جوری احساس می کنه این وضعیت برگشت ناپذیره . ![]()
فشار حکومتی که فکر نمی کنم جواب بده، چون در اون صورت با 90 درصد زنان تهرانی باید برخورد قانونی بشه که امکان ناپذیره
این متن توسط خانم زهرا قدیانی نوشته شده و من حیفم اومد که این متن را یرای شما نگذارم خدا ایشون را توفیق بده اینم وبلاگشون:http://2nyaye3khahar.blogfa.com
ای کاش افرادی چون زهرا اشراقی هم به حقیقت حجاب پی میبردند واین حرف فرانتس فانون را به یاد میاوردند که میگفت :امروزه حجاب بهترین اسلحه در راه مبارزه با استعمار است تا آن وقت به زور چادر سرشون نمیکردند وای کاش شجاعت امام را حداقل داشتند که عقیده شون را بدون ترس از هیچ کس بیان میکردند



